تبليغاتX
یهود شناخت
یهود شناخت
وبلاگی در مورد يهود/صهیونیسم/فراماسونری/تئوری توطئه و ...
کنترل جمعیت، سیاستی صهیونیستی-استعماری

به بهانه سخنان اخیر دکتر احمدی نژاد

یهودشناخت: شجاعت احمدی نژاد ستودنی است. در دنیایی که اگر و اما کردن در مورد بود و نبود و کم و کیف "هولوکاست" به تابویی وحشتناک برای صاحب منصبان و سیاستمداران تبدیل شده بود، او با جسارت تمام این تابو را در هم شکست. پس از شکسته شدن این بت، مطالب مستند و تحقیقی زیادی که ادعای احمدی نژاد را تأیید می کرد در برخی رسانه ها منتشر شد.

اخیراً اما احمدی نژاد دست به شکستن بتی دیگر زد:  "کنترل جمعیت"
متأسفانه به نظر می آید این بار این تابو به قدری در اذهان نفوذ داشته است که کسی جرأت نکرد پشتوانه های علمی و تحقیقی شکستن آن را بیان کند و صاحب قلمانِ مقلد و جوزده ای که تحلیل هایِ رسمیِ آن طرف آبها را وحی منزل می دانند، میدان را برای تمسخر و تبلیغات منفی علیه احمدی نژاد باز دیدند.

مطلبی که در پی می آید قسمتی از مقاله ای است به قلم استاد شمس الدین رحمانی که در آذرماه ۱۳۷۴ در ماهنامه «نیستان» با عنوان «سیاستهای فرهنگی صهیونیستی در ایران» منتشر شده است. استاد شمس الدین رحمانی نویسنده کتابهای «جنایت جهانی»، «فرهنگ و زبان»، «نظام نوین جهانی»، «ماهیت سازمان ملل»، «تصویر آینده»، «لولای سه قاره»، «دایره چهارگوش»، «۵۵۵»، و مقالات متعددی هستند که موضوع مشترک همگی، روشنگری در مورد توطئه های یهود و صهیونیسم بین الملل است. ایشان در قسمتی از مقاله مذکور به نقد سیاست کنترل جمعیت پرداخته اند که می تواند تأییدی باشد بر سخنان جدید دکتر احمدی نژاد (پاورقیها از اینجانب است):
***

وقتی کشاورزی بر هم خورد و آدمها همه جمع شدند در درون و اطراف شهرها، خانه ها از شکل طبیعی و سنتی و قدیمی، با معماری باحفاظ اسلامی تبدیل می شود به آپارتمان بی حجاب و حرامزاده غربی و غربزده و اوج عالی و زیبایش به صورت برج و مراکز تجاری-مسکونی جلوه می کند. برای تأمین هزینه های این زندگی پرهزینه مصنوعی، باید دلال بازی و بورس بازی و پشت هم اندازی کرد. اما عاقبت این همه جمعیت در شهرها- و همه مصرف کننده، آن هم مصرف کننده های مسرف و رفاه طلب- باعث هزار مشکل و دردسرند. چاره چیست؟ کنترل جمعیت!

اما جالب است: یکی از الگوهای پیشرفت و ترقی برای ما ژاپن است! با مساحتی معادل یک سوم ایران و جمعیتی برابر تقریباً سه برابر ایران، یعنی تراکم جمعیت ۹ برابر. واقعاً جمعیت ما زیاد است که باید با کنترل جمعیت کمش کنیم؟(۱)

لابد می فرمایند ژاپن کجا؟ ما کجا؟ بسیار خوب. اندونزی چطور است؟ با مساحتی کمتر از ایران و با جمعیتی بیش از سه برابر.

چین چطور؟ با مساحت ۷/۵ برابر ایران و با جمعیتی ۲۰ برابر یعنی یک میلیارد و دویست میلیون نفر. در چین برای چهارصد میلیون دانش آموزشان چه می کنند که ما نمی توانیم؟(۲)

دردسرتان ندهم بعید است بتوان کشوری با تنوع آب و هوای ایران یافت و با این همه استعداد کشاورزی. سه منطقه دشت زابل، ترکمن صحرا و دشت مغان را انبار غله ایران می گفته اند. چطور ما امروز از کثرت جمعیت می ترسیم؟

می گویند مدرسه و آب خوردن و بقیه وسائل "رفاهی" را نمی توانیم تأمین کنیم. آیا این عدم توان بخاطر جمعیت است یا به دلیل ناتوانی در برنامه ریزی و مدیریت؟

اما اکنون بشنویم از ریشه اصلی ترس از ازدیاد جمعیت:
نشریه «رویدادها...»ی سپاه در شماره ۸۵ مورخ ۲۳/۷/۷۱ در صفحه ۳۳ می نویسد: :«ارنویچ من محقق آمریکایی در مقاله ای در واشنگتن تایمز می گوید در ایران میانه رو وجود ندارد و حکومت در پی رسیدن به مقام ابرقدرتی در منطقه است و نیز به دست آوردن سلاح اتمی.» وی می گوید:«در کنار این استراتژی، باید جمعیت رو به افزایش ۶۰ میلیونی ایران را در نظر داشت که طی ۲۵ سال آینده دو برابر خواهد شد و قدرت بی نهایت نظامی انسانی را به وجود خواهد آورد.»

این وحشت آمریکایی را مقایسه کنید با وحشت سردمداران تبلیغات ضدجمعیت در ایران(۳) و خصوصاً دقت کنید که این داخلیها همان «میانه رو»هایی هستند که امریکا دوست دارد در این مملکت به قدرت و دولت برسند.

وقتی ما میدان تبلیغات را به دست اینها داده ایم تا وحشت آمریکا از جمعیت مسلمان و انقلابی و آزاده ما را تبدیل کنند به وحشت خود ما از بچه هایمان به خاطر از دست رفتن رفاه و نداشتن مسکن و مدرسه؛ به راستی چقدر سیاستگزاری فرهنگی صهیونیستها را اجرا می کنیم؟

این عبارت را هم از نظم نوین جهانی بخوانید: «در گذشته اگرچه اتحادشوروی مشکلاتی را برای ژاپن و اروپا فراهم ساخته بود، لیکن امروز وظایف جدید بسیاری وجود دارد که تنها با همکاریهای نزدیک اعضای کمیسیون سه جانبه، به عنوان رهبری اقتصاد جهان، می تواند بطور موفقیت آمیزی به وظایف بالا جامه عمل بپوشاند. از جمله اهداف مزبور توجه به تبعات افزایش جمعیت کره خاکی است و ویرانی روزافزون محیط طبیعی که از اولویت بالایی برخوردار است.»(اطلاعات ضمیمه، دوشنبه ۲۷/۲/۷۲ شماره ۱۹۹۱۰ صفحه۸)

برای کمیسیون سه جانبه، به عنوان رهبر اقتصاد جهان(۴)، سه میلیارد جمعیت جهان اضافه است-و اخیراً به زبانهای مختلف این نکته را تصریح می کنند- که باید یک جوری از شرشان خلاص شد.(۵) همان سه میلیاردی که ما به آنها مستضعفان جهان می گوییم. همانها که در سراسر جهان امروز، امید و آرزویشان پیروزی اسلام و انقلاب اسلامی است. آن وقت ما به تبعیت از بانک جهانی، اولویت کمیسیون سه جانبه را داریم عملی می کنیم و خیلی هم شادمان و مسرور و مغروریم که در این راه موفق هم می شویم. در حالی که اغلب توجه نمی کنیم که کنترل جمعیت بدون آزادی جنسی و سقط جنین امکان ندارد و هیچ جایی هم موفق نشده است. درس دادن کنترل جمعیت در کلاس چهارم دبیرستانهای دخترانه واقعاً به چه چیزی کمک می کند؟

پاورقیهای وبلاگ یهودشناخت بر این مقاله:
ـــــــــــــــ
۱-به عنوان نمونه ای دیگر می توان به کشور فرانسه اشاره کرد که با وسعتی معادل استان خراسان (شمالی، مرکزی و جنوبی) جمعیتی معادل جمعیت ایران دارد.
۲- توجه به این آمار و ارقام از کتاب «چگونه نیمی دیگر می میرند»، نوشته سوزان جورج، ترجمه ازکیا حجاران می تواند جالب باشد: در بولیوی تراکم جمعیت، ۵ نفر در هر کیلومتر مربع و در هند ۱۷۲ نفر است ولی در هر دو قحطی وجود دارد. ولی در هلند با تراکم ۳۲۶ نفر در کیلومتر مربع قحطی و گرسنگی وجود ندارد. چین موقعیکه ۵۰۰ میلیون جمعیت داشت قحطی داشت ولی الآن با جمعیت ۲/۱ میلیارد قحطی ندارد.
۳- درست به همین دلیل و به عکس ایران، در فلسطین اشغالی صهیونیستها چنین سیاستهایی را پی می گیرند:«اساساً پذیرفته شده که هر عائله(یهودی) بایستی حداقل چهار بچه داشته باشد. میزان حق اولاد پرداختی به کارمندان زیاد است و بچه زیاد موجب کاهش انواع و اقسام مالیاتها می شود. حتی کارمندان بازنشسته ای که دارای فرزند بیشتری هستند، حقوق بازنشستگی بیشتری می گیرند.»(هارون، یحیی، مبانی فراماسونری، ترجمه جعفر سعیدی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۶، صفحه ۵۵) و این در شرایطی است که کل سرزمین فلسطین وسعتی به اندازه کوچکترین استان ایران نیز ندارد و در این وسعت کم، تنها ۶میلیون صهیونیست زندگی می کنند.
۴- کمیسیون سه جانبه، تشکیلاتی است پرنفوذ و وابسته به زرسالاران بین المللی که اعضای آن تئوریسینهای اقتصادی از سه قطب اقتصادی آمریکای شمالی، اروپای غربی و ژاپن هستند و برای تداوم و تقویت سلطه اقتصادی سرمایه داری جهانی، برنامه ریزی و سیاستگزاری می کنند. برای مطالعه بیشتر در این مورد می توانید به کتاب دو جلدی «سه جانبه گرایی» تألیف هالی اسکلار، ترجمه احمد دوست محمدی رجوع کنید. 
۵- به عنوان نمونه ای دیگر به نظر هنری کسینجر، استراتژیست پرنفوذ آمریکایی که یهودی و صهیونیست است اشاره می کنیم: « همان گونه که کسینجر در یادداشت محرمانه خود به پرزیدنت "فورد" در اکتبر  ۱۹۷۳ (که در بیست و ششم ژوئن ۱۹۹۰ در اختیار آرشیو ملی آمریکا قرار گرفت و قابل استفاده برای عموم شد) نوشت وی بر حسب نظریه "مالتوس" که پیش بینی کرده بود غذا برای جمعیت جهان کافی نخواهد بود، کاهش جمعیت جهان سوم را مسأله امنیت "اتازونی" (منظور امپراتوری آمریکا است) به شمار آورده است.» (گارودی، روژه، "گورکن ها، یک هشدار نوین به زندگان"، علی اکبر کسمایی، انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۲، صفحه ۱۴۰ و ۱۴۱)

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 0:38  توسط حامد  | 

مانیفست سیاست جهانی انقلاب اسلامی

توضیح یهود شناخت: مطلبی که لینک آن در پی آمده است مقاله ای است از "مرتضی جعفری پناه" که در شماره ۲۷ ماهنامه سوره (شهریور ۸۵) منتشر شده است. عنوان مقاله «چراغی در دوراهی مسجد و خانه» است. اما این عنوان، حق مطلب را در مورد محتوای مقاله بیان نمی کند. خواستم آن را با عنوان «مانیفست سیاست خارجی انقلاب اسلامی» معرفی کنم که دیدم با تعریفی که مقاله از خارج و داخل ارائه می دهد اصلاً به سیاست خارجی ارتباطی پیدا نمی کند!
به جد معتقدم که باید مطالعه این مقاله را تبلیغ کرد، آن را به هر طریقی هست منتشر کرد و بیشتر منتشر کرد، روی آن کار کرد و محتوای آن را برای افکار جا انداخت.

برای مطالعه مقاله اینجا را کلیک کنید!

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 23:50  توسط حامد  | 

نگاه جزءنگر و نگاه جامع به صهیونیسم-4

-«من نزدیک بیست سال است که خطر صهیونیسم بین الملل را گوشزد نموده ام و امروز خطر آن را برای تمامی انقلابات آزادیبخش جهان و انقلاب اصیل اسلامی ایران، نه تنها کمتر از گذشته نمی دانم، که امروز، این زالوهای جهان خوار با فنون مختلف برای شکست مستضعفان جهان قیام و اقدام نموده اند. ملت ما و ملل آزاد جهان باید در مقابل این دسیسه های خطرناک، با شجاعت و آگاهی ایستادگی نمایند.»(صحیفه نور، جلد 14، صفحه 63، 22 بهمن 59)

-«در بین ما هست، در بین شما هم هست افرادی که همان مسائلی را که آنها می خواهند-همان مسائلی که در غرب گفته می شود-آنها بین جامعه خودشان تبلیغ می کنند و می گویند؛ همان طوری که مطبوعات آمریکا؛ مطبوعاتی که تحت نظر مستقیم صهیونیسم هستند...می نویسند.»(همان،ج10، صفحه116/ دیدار با جمعی از دانشجویان مسلمان خارجی)

جملات بالا هم دو مورد از سخنان امام خمینی در مورد صهیونیسم است که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایراد شده اند و نشان دهنده نگاه جامع ایشان به پدیده صهیونیسم هستند.
با این حال، از آنجا که امام خمینی، رهبری سیاسی و مذهبی بوده اند و اساساً وظیفه یک رهبر، بیان اجمالی و کلی مسائل و تعیین سرخطها و سرفصلها است و نه ورود تفصیلی و توضیحی به مسائل، ادامه بررسی دیدگاه ایشان در مورد صهیونیسم را خارج از موضوع این یادداشتها می دانم.

در این یادداشتها قصد دارم به اختصار، محققانی را معرفی کنم که اولاً دارای دیدگاهی جامع و نه جزءنگر نسبت به صهیونیسم و یهودیت هستند و ثانیاً این دیدگاه، اصلی ترین محور و یا یکی از محورهای اصلی نوشته ها و سخنان آنان بوده است. کسانی که به تفصیل، یهودیت را بررسی کرده اند.

2 نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 23:40  توسط حامد  | 

نگاه جزءنگر و نگاه جامع به صهیونیسم-3

در نیم قرن گذشته و در ایران، در میان علما و محققان به چهره هایی برمی خوریم که به نگاه جامع نزدیک شده اند، افرادی مثل علامه طباطبایی در تفسیر المیزان (ذیل آیات مربوط به یهود) و شهید مطهری در برخی مقالات و کتابهایشان.(۱)
این دو بزرگوار، توطئه های یهود را تنها منحصر به سرزمین فلسطین ندیده اند و تنها از بعد سیاسی به مسئله یهود نگاه نکرده اند و سابقه فعالیتهای مخرب یهود را به قرن گذشته محدود نکرده اند. با این حال از آنجا که برای خود رسالتی دیگر قائل بوده اند به صورت تفصیلی، ویژه و تخصصی به این موضوع وارد نشده اند.
امام خمینی را به حق می توان بنیانگذار مبارزه همه جانبه با صهیونیسم در عصر حاضر دانست. بررسی سخنان حضرت امام از شروع نهضت اسلامی در سال ۱۳۴۲ تا زمان رحلت در سال ۱۳۶۷ این نظر را تأیید می کند که ایشان مسئله صهیونیزم را تنها به ماجرای فلسطین محدود نمی کرده اند:

«اسرائیل به دست عمال سیاه، مدرسه (فیضیه) را کوبید، ما را می کوبند، شما ملت را می کوبند، می خواهند اقتصاد شما را قبضه کنند، می خواهد زراعت شما را از بین ببرند، می خواهند در این مملکت دارای ثروتی باشند. ثروتها را تصاحب کنند به دست عمال خود. این چیزهایی که سد راه هستند، سدها را بشکنند، قرآن سد راه است، باید شکسته شود، روحانیت سد راه است باید شکسته شود...»(صحیفه نور، جلد اول، صفحه ۵۴، ۱۳ خرداد ۴۲)

«عمال اسرائیل در ایران، هر جا انگشت می گذاری، می بینی که یکی از اینها هست: مراکز حساس، مراکز خطرناک...
اینها حکومت را از خودشان می دانند. اینها در کتابهایشان نوشته اند، در مقالاتشان نوشتند:«حکومت مال ماست. باید سلطنت جدیدی به وجود بیاوریم و یک حکومت جدیدی به وجود بیاوریم.» آقا! بترسید از اینها. اینها جانورهایی هستند. در وزارتخانه ها موجودند...»(همان، صفحه ۹۵، شهریور ۱۳۴۲)

ـ«تأسف بالاتر، تسلط اسرائیل و عمال اسرائیل است بر بسیاری از شئون حساس مملکت و قبضه نمودن اقتصادیات آن» (همان، ص۶۲، فروردین ۱۳۴۳)

ـ«کشور زیر چکمه یهود پایمال می شود» (همان، صفحه ۱۵۷، ۱۲ اردیبهشت ۴۲)

-«ذخایر ما این جوانها هستند. جوانهای ما را دارند اغفال می کنند، دارند به آنها تزریق می کنند که هر بدبختی شما دارید از اسلام است.» (همان، صفحه ۹۱تا۹۲، شهریور ۴۳)

-«در دو روز پیش از این، سه روز پیش از این، در شانزده شهریور، در تهران، دروازه دولت، یک بساطی یهودیها درست کردند: چهارصد پانصد نفر یهودی دزد دور هم جمع شدند و غایت حرفشان این بود... "مجد مال یهود است. یهود برگزیده خداست. ما ملتی هستیم که باید حکومت کنیم.»(همان، شهریور ۴۳)

-«کفایت می کند که ما جمع بشویم در مسجد کذا و کذا و فقه بخوانیم و اصول بخوانیم. لکن غافل باشیم از همه جهات مسلمین؟ غافل باشیم از این که یهود می خواهد ممالک اسلامی را قبضه کند؟» (همان، صفحه ۱۷۰، ۶ خرداد ۱۳۵۰)

-«نقشه، استیلا و سیطره صهیونیسم بر دنیای اسلام و استعمار بیشتر سرزمین های زرخیز و منابع سرشار کشورهای اسلامی می باشد.» (صحیفه نور، ج1، صفحه 209/16 آبان 1352)

اینها تنها گوشه ای از توجه دادنهای امام خمینی به ابعاد وسیه توطئه صهیونیسم در مقطع پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بود. (ادامه دارد)
--------
۱- در این مورد می توانید به مقاله "شهید مطهری و یهود" نوشته شمس الدین رحمانی، مندرج در کتاب "جلوه های معلمی استاد"، انتشارات دفتر امور آموزشی و کتابخانه های وزارت آموزش و پرورش، سال۱۳۶۴، صفحه های ۲۱۲ تا ۲۲۴ رجوع کنید. از آنجا که ممکن است این کتاب نایاب باشد برای آشنایی خلاصه تر می توانید به شمس الدین رحمانی، "تصویر آینده"، مؤسسه فرهنگی پژوهشی ضیاء اندیشه، ۱۳۷۸، صفحه های ۵۴ تا ۶۱ رجوع کنید.

2 نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 20:8  توسط حامد  | 

نگاه جزءنگر و نگاه جامع به صهیونیسم-2

شاید اگر نبود اشغال فلسطین و قبله اول مسلمین و کشتار مسلمانان در آن سرزمین، هیچگاه در میان مسلمانان کسانی پیدا نمی شدند که به تحقیق و بررسی پدیده صهیونیسم بپردازند. آیا تا پیش از تحرک صهیونیستها در فلسطین هیچ نویسنده و محققی را در جهان اسلام سراغ دارید که به صورت ویژه به نقش یهود در تاریخ توجه کرده باشد؟
مگر غیر از این است که قرآن کریم شدیدترین دشمن مؤمنان را "یهود" معرفی کرده است؟
مگر غیر از این است که این کتاب، حریص ترین مردم را به زندگی دنیوی، یهودیان معرفی کرده است؟
مگر غیر از این است که قرآن کریم، بزرگان یهود را به عنوان کسانی که از راه حق باز می دارند(یصدون عن سبیل الله) معرفی کرده است؟
مگر سعی این جماعت را افساد فی الارض بیان نکرده است؟
مگر تحریفگری و مکر را از ویژگیهای آنان نشمرده است؟
مگر در میان اقوام و ملل، سرگذشت قوم یهود و بنی اسرائیل و بیان ویژگیهای آنان بیشترین تعداد از آیات قرآن را به خود اختصاص نداده است؟
با این حال در میان علما و نویسندگان و محققان جهان اسلام تا پیش از وقایع فلسطین در یک قرن اخیر، کسی را نمی یابیم که آیات قرآن را سرلوحه تحقیقات خود قرار داده باشد و در جستجوی این موضوع باشد که مثلاً اگر قرآن کریم شدیدترین دشمن مؤمنان را قوم یهود معرفی کرده است، این دشمنی در ۱۳۰۰ سال گذشته چه مصادیقی داشته است.
  

2 نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 23:21  توسط حامد  | 

نگاه جزءنگر و نگاه جامع به صهیونیسم-1

دو جور نگاه به پدیده صهیونیسم وجود دارد: نگاه جزءنگر و رایج و نگاه جامع و غیررایج.
در نگاه اول صهیونیسم پدیده ای سیاسی و نظامی و حداکثر اقتصادی است که طول تاریخی آن بین صد تا صدوپنجاه سال و عرض جغرافیایی آن فلسطین و قسمتی از سرزمینهای اطراف آن است.
در نگاه دوم صهیونیسم علاوه بر اینکه پدیده ای سیاسی و نظامی است، پدیده ای اقتصادی، عقیدتی و فرهنگی است که طول تاریخی آن بیش از دو هزار سال و عرض جغرافیایی آن جهان است.
نگاه جزءنگر تمامیت صهیونیسم را در رژیم اشغالگر فلسطین می بیند و نگاه جامع، این رژیم را تنها یکی از مظاهر صهیونیسم و در واقع بخش آشکار و جلوی چشم این پدیده می بیند.
در نگاه جزءنگر طیف متنوعی از افراد حضور دارند، از غالب سیاستمداران کشورمان تا مثلاً محقق گرانمایه ای همچون پرفسور روژه گارودی(۱)
 شاید بتوان اشخاصی همچون هنری فورد نویسنده کتاب «یهود بین الملل»، ورنر سومبارت نویسنده «یهودیان و حیات اقتصادی مدرن»، گری آلن نویسنده «هیچکس جرأت ندارد آن را توطئه بنامد»، جان کولمن نویسنده «کمیته ۳۰۰»، جیم مارس نویسنده «توطئه جهانی»(۲) و... را از کسانی دانست که به  نگاه جامع قدری نزدیک شده اند. با این حال از آنجا که ریشه نگاه جامع را در قرآن کریم می بینم افرادی را که از آشنایی با این کتاب و ایمان به آن محروم هستند در رسیدن به کلیت نگاه جامع محروم می یابم. به عنوان مثال افرادی همچون جیم مارس یا جان کولمن، گرچه توانسته اند به هسته هایی از کانون های توطئه گر بین المللی و ابعاد گوناگون فعالیتهای آنها نزدیک شوند اما نتوانسته اند نقش «یهودیت» را در این کانونها درک کنند.
پس برای آشنایی با نمایندگان تام نگاه جامع و غیررایج، ضمن احترام به اسامی فوق، حوزه جستجوی خود را به میان مسلمانان منتقل می کنیم.
ــــــــــ
۱- البته منظور من از روژه گارودی، روژه گارودی قبل از نوشتن کتاب "اسطوره های بنیانگذار صهیونیسم" است و الا از نظر فعلی ایشان که ممکن است بعد از ماجراهای مربوط به این کتاب به وجود آمده باشد چندان مطلع نیستم.
۲- مطالعه این کتابها را به علاقه مندان به تحقیق در زمینه صهیونیسم توصیه می کنم.

2 نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 0:6  توسط حامد  | 

می دانم مطالب وبلاگ برای کسانی که از ناصر پورپیرار شناختی ندارند یکنواخت و خسته کننده شده است. با این حال بحث از پدیده "ناصر پورپیرار" را در ارتباط کامل با هدف وبلاگ می دانم و معتقدم او در سالهای اخیر بزرگترین خدمت را به یهود کرده است، هر چند خود را به شدت ضدیهودی نشان می دهد. درست مثل گروه القاعده که خود را ضدآمریکایی نشان می دهد، اما با کارهایش بزرگترین خدمتها را برای آمریکا انجام می دهد و سرنخش به سرویسهای جاسوسی آمریکا وصل است، یا مثل فراماسونهایی که بر ضد فراماسونری کتاب نوشته اند، یا مثل نازیها که دستشان در دست صهیونیستها بود اما خود را ضدیهودی نشان می دادند و توده های یهود را تحت فشار قرار داده بودند.
 سعی می کنم فعلاً نوشتن از پورپیرار را در این وبلاگ تعطیل کنم و نوشتن از او را به وبلاگی ویژه منتقل کنم.

2 نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 23:10  توسط حامد  |