تبليغاتX
یهود شناخت
یهود شناخت
وبلاگی در مورد يهود/صهیونیسم/فراماسونری/تئوری توطئه و ...
سران عرب یا عمال یهود؟
قسمت پنجم و پایانی

خاندان سلطنتی مراکش(مغرب)

 

پس از مصر و اردن، مطرح ترین حکومتی که در بین کشورهای عربی دارای روابط گسترده با رژیم صهيونيستي است، حکومت مراکش (مغرب) است. امام خمینی در طول حیات خود و نیز در وصیتنامه مبارکشان، از سلطان حسن دوم، پادشاه وقت مراکش بارها به بدی یاد کرده اند. البته حسن دوم، در سال ۱۹۹۹ میلادی درگذشت و اکنون محمد ششم پسر او بر کشور مراکش سلطنت می کند.

در اینجا باز هم سئوالی را که قبلاً پرسیده بودم تکرار می کنم:

آیا موج به رسمیت شناختن موجودیت رژیم صهیونیستی  توسط سران کشورهای عربی، موجی خودانگیخته است که مبتنی بر واقع بینی آنان و در نظر گرفتن مصالح ممالک تحت حکومت خود است؟

 در مورد مصر و اردن به عنوان دو پیشگام سازش با رژیم صهیونیستی دیدیم که چنین نیست و انورالسادات و شاه حسين، هر دو، عضو سازمان نیمه مخفی و صهيونيستي فراماسونری از آب درآمدند. اما نکته جالب اینجاست که در مورد سلطان حسن مراکشی به عنوان ضلع سوم از مثلث سازش با رژیم صهیونیستی نیز چنین سابقه ای را می بینیم.
گروه تحقیقات علمی ترکیه در کتاب «مبانی فراماسونری» که تحت نظر «هارون يحيي» نویسنده و محقق معروف ترک منتشر کرده است، به همراه فهرستهایی که از فراماسون های سرشناس آورده است، در صفحات 240 تا 242 خود فهرستی از پادشاهان فراماسون نیز ارائه کرده است. در صفحه 241 این کتاب
به نقل از  شماره 21 نشریه فراماسونی «معمار سنان» که برای فراماسونهای ترکیه منتشر می شود، از شاه حسن مراکشی به عنوان یکی از اساتید اعظم فراماسونری یاد شده است.

در ادامه به نقل از جلد دوم کتاب «زرسالاران یهودی و پارسی» نوشته عبدالله شهبازی، به پیوند خاندان سلطنتی مراکش با یهودیان اشاره کوتاهی داریم:

 

سلطان محمد پنجم ... پیوندی عمیق با الیگارشی يهودي داشت. او امتیازات فراوانی به یهودیان اعطا کرد و یکی از آنان را به نام لئون بن زاکان در سالهای 1958-1956 به وزارت گمارد... لئون بن زاکان ، فارغ التحصیل پزشکی از پاریس، از متنفذترین چهره های سیاسی مراکش در زمان سلطان محمد پنجم و پس از آن به شمار می رفت. در این زمان تعدادی از یهودیان نیز رسماً در شمار مشاورین سلطان قرار گرفتند که معروفترین آنان داوود بنازارف است.

 

سلطان حسن دوم، پاشاه کنونی(سال 1377 شمسی که این کتاب در آن سال انتشار یافته است) مراکش، پسر سلطان محمد پنجم است. او در سال 1961 به قدرت رسید و نوزدهمین پادشاه از خاندان اشراف فلالیه است. مشاور برجسته سیاسی او یک يهودي مراکشی به نام ازاس است. (زرسالاران يهودي و پارسی، جلد2، صفحه 76)

****
قصد داشتم در قسمت ششم و پایانی این سلسه از یادداشتها، به مسأله یهودی الاصل بودن «یاسر عرفات» بپردازم. معروفترین نمونه از کتابهایی که به این موضوع پرداخته اند، کتاب «ياسر عرفات والحل الصهيوني لقضية فلسطين» نوشته دکتر غازي حسين حقوق دان و فعال سیاسی فلسطینی مقیم سوریه است که در سال 1999 منتشر شده است. با این حال جستجوهای محدود بنده نشان داد که بر دلایل ارائه شده توسط غازی حسین، مبنی بر يهوديت یاسر عرفات، خدشه هایی وارد شده است. از این رو از ورود به این مبحث اجتناب می کنم و این سلسله از یادداشتها را در قسمت پنجم به پایان می رسانم. به طور حتم از انتقادات و راهنمایی های دوستان مطلع در تکمیل و اصلاح این یادداشتها استقبال خواهم کرد.

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 1:39  توسط حامد  | 

سران عرب یا عمال یهود؟

قسمت چهارم

حاکم بدون تاج و تخت عراق

مقدمه:

قبل از مطالعه این قسمت، لازم است تذکر دهم که مطلب زیر را بیشتر به نیت طرح موضوع انتشار می دهم و در مورد تمام محتوای آن نمی توانم حکم قطعی صادر کنم.

از دوستانی که می توانند در تکمیل، استناد و یا ردکردن بندهای دوم و سوم مطالبی که در مورد «میشل عفلق» آمده است، کمکی به این جانب بکنند تقاضامندم که اطلاعاتشان را در اختیار بنده بگذارند. همچنین است در مورد پدر صدام.
***

میشل عفلق(متوفای سال 1989)، بنیانگذار، دبیر و تئوریسین حزب بعث و چهره پشت پرده عراق در نیمه دوم قرن بیستم میلادی بود. صدام حسین، مرید او بود و با حمایت او به قدرت رسید. شعار حزب بعث، قومیت گرایی و ناسیونالیسم عربی(پان عربیسم) بود. میشل عفلق و به تبع آن حزب بعث با اینکه سکولار بودند، در تبلیغات خود دین اسلام را دینی عربی (و نه جهانی) معرفی می کردند. این حزب به طور موازی ضدایرانی و ضدیهودی بود. روشن است که تنها فایده اینگونه تبلیغات، اگر مثمر ثمر باشند، جدا کردن بخشهای زیادی از مسلمانان، علی الخصوص ایرانیان از جبهه مبارزه با صهیونیسم و در نتیجه تضعیف این جبهه است.

 صرفنظر از صحبتهایی که در افواه مردم عراق در مورد یهودی بودن پدر صدام وجود دارد، از این واقعیات در مورد میشل عفلق نمی توان چشم پوشید:

 

1-     او متولد یونان بود. پدرش یونانی و مادرش فرانسوی و هر دو مسیحی بودند. خود او نیز در طول حیاتش مسیحی بود. هرچند که پس از مرگش، رژیم بعثی اعلام کرد که او به اسلام گرویده بوده است. همانطور که می بینید، این منادی بزرگ «پان عربیسم» و «اسلام عربی» هیچ ارتباطی نه با عربیت دارد و نه با اسلام.

2-     گفته می شود اجداد یونانی میشل، از جمله یهودیانی بوده اند که به صورت ظاهری به مسیحیت گرویده اند. این ادعایی است که باید بررسی شود. با این وجود، مادربزرگ پدری او، زنی یهودی به نام ساره بوده است.

3-      و دست آخر و از همه مهمتر اینکه میشل عفلق، فراماسون بوده است. احتیاجی به توضیح ندارد که فراماسونری، سازمانی صهیونیستی است.


منبع: سایتهای اینترنتی

2 نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 2:8  توسط حامد  |