تبليغاتX
یهود شناخت

یهود شناخت

وبلاگی در مورد يهود/صهیونیسم/فراماسونری/تئوری توطئه و ...

«میور کلیمی» یا «حیدر حکیمی»؟


"خود من در هجده سالگی (یعنی سال ۱۳۴۳ خورشیدی) برای اینکه کلمات کلیمی شناسنامه ام را پاک کنم اقدام به تعویض آن کردم و تازه با پرداخت رشوه به مأمور ثبت موفق شدم نام پدر را از «میور کلیمی» به «حیدر حکیمی» تبدیل کنم."
هما سرشار، یهودی صهیونیست مقیم آمریکا

منبع: ماهنامه پر، چاپ خارج از ایران، شماره ۱۵۵، آذر ۱۳۷۷، به نقل از کتاب «سازمانهای یهودی و صهیونیستی در ایران»، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، چاپ اول، پاییز ۱۳۸۱، صفحه ۳۱ 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 1:22  توسط حامد  | 

صهیونیست های وطنی


روزنامه حیات نو در صفحه بین الملل دیروز خود (یک شنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۷) اینگونه تیتر زده بود:

براى چهارمين روز اتفاق افتاد
درگيرى عرب‌ها و يهودى‌ها در اسرائيل

در مورد این تیتر باید گفت:

۱- عرب ها نه، فلسطینی ها
۲- یهودیها نه، اشغالگران یا صهیونیست ها
۳- اسرائیل نه، فلسطین اشغالی

بنابراین درست بود که یکی از این تیترها انتخاب می شد:

«درگیری فلسطینی ها و صهیونیست ها در سرزمینهای اشغالی»
«درگیری فلسطینی ها و اشغالگران در فلسطین اشغالی»

آن وقت اگر به حضرات بگویی صهیونیست هستند بهشان بر می خورد.

-----
پ.ن: مطلب بالا یک مورد مختصر و مفید و ساده بود و الا در مورد گرایش صهیونیستی حضرات می توان مثنوی هفتاد من کاغذ نوشت.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 2:55  توسط حامد  | 

یهودیان مخفی مشهد (ویرایش دوم)


در اولین کنفرانس مرکز تاریخ شفاهی یهودیان ایرانی که در ژانویه ۱۹۹۶ در لس آنجلس برگزار شد، فیلم مستندی با عنوان «یهودیان مشهد» نمایش داده شد. مرکز تاریخ شفاهی یهودیان ایرانی، این فیلم را با همکاری تلویزیون رژیم صهیونیستی و موزه دیاسپورای تل آویو تهیه کرده بود. در ادامه، قسمتهایی از گفتار متن فیلم را که از عبری به فارسی برگردانده شده است، به نقل از جلد اول کتاب «یهودیان ایرانی در تاریخ معاصر»(۱) می خوانید:

"آقای حکیم یک یهودی مشهدی (ساکن فلسطین اشغالی) است و می گوید: «به هر نوزاد از همان سالهای اول تولد چنین تفهیم می شد که در یک وضع بحران استثنایی قرار دارد و باید یک زندگی دوگانه داشته باشد. به ما گفته می شد در مقابل غیریهودیها نباید اصلا از رویه زندگی داخلی خود صحبت کنیم... این رازداری مطلق از روزی که بچه ها عقل رس می شوند طبیعت دومشان گردید. به این ترتیب همه یهودیان جدیدالاسلام دو نام داشتند: مثلا اسم مسلمانی پدربزرگ من شیخ ابوالقاسم بود و اسم عبری اش بنیامین. اسم مسلمانی پدر من ابراهیم و اسم عبری اش آبراهام بود. مرا در خارج خانه موسی صدا می کردند و اسم داخل خانه من موشه بود. در دوران زندگی پدرم بسیاری از یهودیان، اسامی غلیظ مسلمانی داشتند.»"

"آنها (آنوسیهای مشهد) روزهای شنبه مغازه های خود را باز می کردند اما به داد و ستد نمی پرداختند."

"آقای حکیمی می گوید: «خانواده حکیمی و بقیه خانواده های مشابه که رهبران جامعه یهودی بودند، با مسلمانان روابط نزدیک و صمیمانه ای داشتند. برخی از آنها حتی به سفر مکه هم رفتند و حاجی شدند و حجرالاسود را طواف کردند. هر کس به مکه می رفت لقب حاجی می گرفت»"
***

مسلمان نمایی که نماینده یهودیان مشهد در کنگره های صهیونیستی بود!

در خاطرات مئیر عزری، سفیر رژیم صهیونیستی در ایران دوره پهلوی، اشاراتی به برخی یهودیان مخفی مشهد موجود است که در ادامه می خوانیم:

«... میانه شلمو هیلل(۲) به یاری پدرم و من با کارکنان وزارت کشور و پلیس در ایران گرمتر می شود و دوستان یهودی و غیر یهودی فراوانی مانند شادروانان موسی طوب و موسی صبی (وکیل دادگستری)، که کمتر کسی از یهودی بودنش آگاه بود، دست همکاری می دهند. پشتیبانیهای نورالله زبولونی (از جدیدالاسلامهای مشهد)، بازرگان خوشنام مشهدی شایسته یادآوری است. گو اینکه سن و سالی از وی گذشته بود، ولی نمایندگی یهودیان شهرش را در همه کنگره های جنبش خلوتص به دوش داشت.»(۳)

عزری در جای دیگری از کتابش می گوید:
«در بین یهودیان استان خراسان به ویژه مشهد، شادروان نورالله زبولونی بیش از دیگران در راه پیشبرد خواسته های اسرائیل میان یهودیان ایران می کوشید. از دیگر یاران وفادار زبولونی باید از ... پدر و فرزندی از خانواده «ح.ط» نام ببرم که پسر به نمایندگی انجمن شهر تهران رسید.(۴) این خانواده از یهودیانی بودند که در مشهد ... از کیش و آئین خویش در ظاهر دست شسته ولی هرگز از وابستگی هایشان به ریشه های دیرین فرهنگی خویش سوا نشده بودند.»(۵)

---
پی نوشت:
۱- «یهودیان ایرانی در تاریخ معاصر»، جلد اول، مرکز تاریخ شفاهی یهودیان ایرانی، آمریکا، پاییز ۱۹۹۶، فصل «فیلم یهودیان مشهد»، صفحه های ۲۴۱ تا ۲۵۱

۲- مامور اداره مهاجرت رژیم صهیونیستی که در سال ۱۹۴۸ به ایران آمد تا مهاجرت یهودیان جوان عراقی را از راه ایران به فلسطین اشغالی سامان دهد. او بعدها به سمتهای وزیر شهربانی و رئیس کنیست (پارلمان) رژیم صهیونیستی رسید.

۳- عزری، مئیر، یادنامه، دفتر اول، اورشلیم، ۲۰۰۰ میلادی، صفحه ۴۴

۴- گرچه عزری نام کامل این خاندان را ذکر نمی کند، اما روشن است که منظور او خاندان «حریری طلوع» و نام نماینده مورد نظر، «حاج خلیل حریری طلوع» است. در آدرسهای زیر می توانید نام وی را در فهرست نمایندگان دوره های دهم و یازدهم مجلس شورای ملی، به عنوان نماینده شهر تهران ببینید:

http://majles86.com/previousRounds4.aspx?rec=10
http://majles86.com/previousRounds4.aspx?rec=11

۵- عزری، صفحه ۱۸۴

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 2:15  توسط حامد  | 

خاطره ای در مورد یک آنوسی


یهودشناخت: سیدهاشم میرلوحی، متولد ۱۳۳۴، فوق لیسانس مهندسی مکانیک، ۲۱ سال در آمریکا زندگی کرده است. او در سال ۱۳۷۸ برای همیشه به ایران باز می گردد و دیده ها و یافته های خود از جامعه و دولت آمریکا را در کتابی خواندنی به نام «آمریکا بدون نقاب» منتشر می کند. حالا که چند پست متوالی این وبلاگ در مورد یهودیان مخفی شده است، مناسب دیدم یکی از خاطرات آقای میرلوحی را در این مورد نقل کنم.
***

«یک روز در یکی از شهرهای آمریکا، یکی از همکلاسی های دوران دبیرستانم را که شورتی به تن داشت، دیدم. به پشت او زدم و گفتم: «عجب دنیای کوچکی است مگر نه؟» گفت: آری. از او پرسیدم که «آیا مرا به خاطر می آورد؟» او در جواب گفت: نه. نشانی مدرسه و کلاس و درس و معلمان و شاگردان را به او گفتم. او متوجه شد که من یکی از همکلاسی های او بوده ام ولی هنوز به خاطر نمی آورد.

گفت: اجازه بدهید تا پدرم را به شما معرفی کنم. بعد از معرفی پدرش، به گفتگو در مورد ایران پرداخت. در طول صحبتش متوجه شدم که او و پدرش ستاره داود (Star of David) را به سینه خود آویزان کرده اند. از این قضیه پی بردم که آنها جهود می باشند.

این فرد در دوران دبیرستان (در زمان طاغوت) عکس های مستهجن به کلاس می آورد و محصلینی را که پایبند به اسلام بودند مورد تمسخر قرار می داد و... محصلین در آن کلاس و مدرسه شاید فکر می کردند که آنها هم باید اینچنین باشند. زیرا پیشانی جهودان که خالکوبی نشده است تا افراد به راحتی بتوانند آنها را تمیز دهند و بدانند که اینان همان دشمنان دیرینه نه تنها مسلمین، بلکه بشریتند.

شاید بعضی از محصلین می پنداشتند که اگر پدر و مادر آنان اصرار دارند تا فرزندشان پایبند به مسائل اسلامی باشد و در چهارچوبی که اسلام مشخص نموده حرکت کند، آنان کوته فکر یا اُملند! ولی آنها فکر نمی کردند که این فرد که عکس های مستهجن به کلاس می آورد و اعتقادات آنان را به استهزاء می کشد، نه تنها جهود است، بلکه یکی از دشمنان قسم خورده آنان محسوب می شود! صهیونیست ها در همه جا سعی در تضعیف نمودن روحیه، اعتماد به نفس و نابود ساختن ایمان افراد اجتماع را دارند.» (سید هاشم میرلوحی، آمریکا بدون نقاب، انتشارات کیهان، چاپ اول، صفحه های 82 و 83)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 3:14  توسط حامد  | 

یهودیان مخفی همه جا هستند (ویرایش دوم + تصویر)

با حاشیه هایی طولانی تر از متن

لوگوی بزرگداشت دهمین سالگرد رحلت امام خمینی

«در بزرگداشت دهمین سالگرد رحلت امام خمینی رضوان ا... تعالی علیه، آرم این بزرگداشت، شبیه چراغدان هفت شعله یهود طراحی شده بود. این را فریاد کردیم و به چندین نفر از مسئولین و هنرمندان گفتیم. همه فهمیدند اما کاری نکردند و چندی پیش شنیدم که طراح این آرم به اسرائیل گریخته است و از آنجا تماس گرفته و به ساده لوحی ما خندیده است.»

منبع: فرج الله سلحشور

ــــ

پ.ن۱: تو را به خدا کسی نیاید در جواب این بنده خدا، نقد فیلم حضرت یوسف را بگذارد که هیچ ربطی به مطلب ندارد.
پ.ن۲: نه اینکه انتقادی به سریال حضرت یوسف وارد نباشد. نه. می گویم انتقاد به این سریال، ربطی به جملات بالا ندارد. وگرنه من خودم انتقادهایی جدی به این سریال دارم. از طرف دیگر، چون خودم در زمینه سینما دستی از دور بر آتش دارم، می دانم آقای سلحشور چقدر برای این فیلم زحمت کشیده است و انتقادهای شکمی به آن، چقدر برای کارگردان فیلم ناراحت کننده و خسته کننده است.
با امکانات سینمای ایران، شاید تنها کمی بهتر از اینکه آقای سلحشور کار کرده است، می شد کار کرد. ضمن اینکه سوژه انتخاب شده هم، سوژه حساسی بود. وقتی یک شخصیت به عنوان زیباترین مرد تاریخ در اذهان معروف باشد و از طرف دیگر زیبایی، امری نسبی و سلیقه ای باشد، معلوم است که سینمایی کردن چنین شخصیتی نمی تواند بسیاری از مخاطبان را راضی کند. هر آدمی، تصویری منحصر به خودش از «زیباترین» مرد تاریخ در ذهن دارد. چنین سوژه ای، پیشاپیش تقریبا شکست خورده است.
شاید با امکانات سینمای ایران، بهتر باشد فیلمسازان سینمای ایران اصلا سراغ چنین پروژه هایی نروند. مگر اینکه مسئولان واقعا به این نتیجه برسند که سرمایه گذاری در سینما و فیلمسازی احتیاج به تحول اساسی دارد.
به گفته آقای سلحشور، این سریال با شش میلیارد و دویست میلیون تومان هزینه ساخته شده است. هزینه ای که به چشم بعضی از دوستان، بسیار هنگفت آمده است. این مبلغ، چیزی معادل ۷ میلیون دلار است. ۷ میلیون دلار در سینمای آمریکا، هزینه یک فیلم سینمایی کاملا کم هزینه و بسیار کم خرج است. آقای سلحشور با هزینه یک فیلم سینمایی بسیار کم خرج در هالیوود، سریالی ساخته است که طول زمانی اش به اندازه ۲۰ فیلم سینمایی است. آن هم در شرایطی که می دانیم پرخرج ترین پروژه های سینمایی و تلویزیونی، پروژه های تاریخی هستند. آیا بیشتر از این می توان توقع داشت؟ من که می گویم آقای سلحشور با این هزینه، شاهکار هم کرده است.
پ.ن۳ (مورخ ۲۴ مهر ۱۳۸۷): لوگوی دهمین سالگرد رحلت امام را که در ویرایش اول این یادداشت موجود نبود، به متن اضافه کردم. البته یافتن شباهت این لوگو با شمعدان هفت شاخه یهودیان (منورا) احتیاج به کمی دقت دارد. اما از آنجا که این علامت نه برای هفتمین سالگرد رحلت امام تهیه شده است که هفت شاخه بودنش قابل توجیه باشد و نه به علامتهای متداول مذهبی که از شکل دست انسان گرفته شده اند اشاره دارد، چرا که دست انسان پنج انگشت دارد، نه هفت انگشت، این شباهت قابل تامل است.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 1:43  توسط حامد  | 

آیا شجاع الدین شفا یک یهودی مخفی (آنوسی) است؟

یهود شناخت: در پاورقی مقاله ای که در مورد یهودی تبار بودن آل سعود نوشته بودم، وعده دادم که به زودی مطلبی در مورد شجاع الدین شفا خواهم نوشت. در اینجا به آن وعده عمل کرده ام.

مقدمه اول

شجاع الدین شفا یکی از چهره های جریان اسلام ستیزی ایران معاصر است. او پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، معاون وزرات دربار پهلوی (سخنگوی دربار) بوده است. از سوابق وی در آن دوره می توان به موارد زیر اشاره کرد:

- پیشنهاد برگزاری جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی و تنظیم متن نطق شاه در این جشن
- پیشنهاد تغییر تقویم هجری شمسی به تقویم شاهنشاهی
- نگارش کتاب «ماموریت برای وطنم» به نام محمدرضا پهلوی
شفا، پس از پیروزی انقلاب اسلامی به نگارش کتابهایی بر ضد اسلام مشغول شده است که بعضی از آنها در حکم کتاب مقدس اسلام ستیزان ایرانی هستند. جوابها و نقدهایی بر این کتابها نیز منتشر شده اند.(1)

مقدمه دوم

شواهد و قراینی که در این مقاله آمده است، هیچکدام به تنهایی نمی تواند دلالت بر یهودی بودن یک فرد داشته باشد، اما جمع شدن همه آنها در یک نفر، ظن یهودی بودن  او را به وجود می آورد.

مقدمه سوم

یهودیت در این نوشته نه به عنوان یک دین، بلکه به عنوان یک قومیت، باند و فرقه مطرح است. برای فهم بهتر موضوع، خوانندگان را به کتاب «قوم من؛ بنی اسرائیل» نوشته آبا ابان، ارجاع می دهم. ابان که در سوابقش وزارت خارجه رژیم صهیونیستی و نمایندگی این رژیم در سازمان ملل وجود دارد، در فرازی از کتابش، انبیاء بنی اسرائیل را به تضعیف یهود متهم کرده و آنها را بدان دلیل که احساسات دینی شان بر ملت پرستی شان برتری داشته، سرزنش کرده و افراطی خوانده است.(2) تناقض این گزاره پارادوکسیکال (یعنی از طرفی ادعای یهودیت و بنی اسرائیلی بودن را داشتن و از طرف دیگر تخطئه انبیاء یهود)، زمانی برطرف می شود که دریابیم منظور آبا ابان از یهودیت نه یک «دین»، بلکه یک «قومیت» است. اندیشه صهیونیسم نیز، نه بر محور «دین» یهود، که بر محور «قوم» یهود سامان یافته است و ای بسا کسانی که خود را یهودی می دانند و در عین حال ملحدند. نمونه چنین افرادی، زیگموند فروید است که بر بی خدایی خود اصرار داشت اما خود را یهودی معرفی می کرد.

مقدمه سوم به این دلیل گفته شد که شجاع الدین شفا در برخی نوشته هایش علاوه بر اسلام، شبهه آفرینی هایی در ادیان یهودیت و مسیحیت هم کرده است. طبیعتا شبهه آفرینی شفا در «دین» یهود، می تواند دستاویزی برای تبرئه وی از یهودیت باشد.

در اینجا بد نیست به این نکته هم اشاره کنم که نوشته های شفا به زبان فارسی نوشته و منتشر شده اند. طبعا مخاطب نوشته های او فارسی زبانان هستند. فارسی زبانانی که اکثرا متدین به دین اسلام هستند نه یهودیت و مسیحیت. بنابراین هرچند در نوشته های او بعضا حملاتی به یهودیت وجود داشته باشد، هدف اصلی او حمله به اسلام است. همچنانکه اگر مثلا کتابی به زبان عبری نوشته شود و همزمان ادیان یهودیت، مسیحیت و اسلام را زیر سئوال ببرد، می توان گفت این کتاب در درجه اول، دین یهود را هدف قرار داده است.

اینک شواهد و قراینی که در مجموع، شجاع الدین شفا را مظنون به یهودیت می کنند:

شواهد و قراین

1- شجاع الدین شفا، عضو سازمان «برادری جهانی» است. «برادری جهانی»، زیر مجموعه ای از سازمان فراماسونری است.(3) فراماسونری، سازمانی نیمه مخفی و بین المللی است که تحت تسلط زرسالاران یهودی است.(4)

2- در برخی نوشته ها، بدون ذکر منبع، به یهودی الاصل بودن شفا اشاره شده است.(5)

3- شجاع الدین شفا در سال 1337 به دعوت صهیونیستهای ایرانی سفری به اسرائیل داشته است.(6) از دیگر نمونه هایی که رابطه نزدیک او با صهیونیستها را نشان می دهد، حضور وی در جلسات و مراسم سفارت سابق رژیم صهیونیستی در تهران است که مئیر عزری، سفیر رژیم صهیونیستی در تهران در خاطراتش به آنها اشاره کرده است.(7)

4- همانطور که اشاره شد، شفا پیشنهاد دهنده برگزاری جشنهای دوهزار و پانصدساله شاهنشاهی و نویسنده نطق شاه در این جشن بود.(8) بر اساس مقالات مطبوعات اسرائیلی و اسناد ساواک، رژیم صهیونیستی بالاترین همکاری را در برگزاری این جشنها با رژیم پهلوی داشت.(9)

5- همسر فعلی شفا یهودی است.(10)

6- و بالاخره آخرین و مهمترین قرینه:
یکی از بزرگان یهود کاشان در قرن گذشته، حکیم هارون  (۱۹۲۶-۱۸۳۱ میلادی) است. او پزشک بود و فرزندش حکیم نورمحمود نیز پزشک دربار ناصر الدین شاه بود.
در کتاب فرزندان استر، نوشته جمعی از نویسندگان عمدتا یهودی، از خاندانی موسوم به «شفا» به عنوان یکی از خاندانهای بازمانده از حکیم هارون یاد شده است:
«حکیم هارون، رییس خانواده بزرگی بود که بسیاری از فرزندان، نوه ها و نتیجه هایش راه وی را پیش گرفتند و پزشک شدند. خانواده های نهورای، شفا، بقراطی، ارجمند، میثاقیه، منتخب، ثابت خاوری، خوش لسان و برجیس خود را اعقاب حکیم هارون می دانند.»(11)

از طرف دیگر، پدر شجاع الدین شفا، هم کاشانی و هم پزشک بوده است. پدر شفا در زمانی طبابت می کرده است که طبابت و پزشکی نه از دانشگاه که بیشتر از طریق پدر و به صورت موروثی آموخته می شد. بر این اساس شاید بتوان شجاع الدین را از نسل حکیم هارون یهودی دانست.

ـــــــــــــــــــــــــ

پاورقیها:

1- معروفترین کتاب ضد اسلامی وی که اسلام ستیزان تبلیغات زیادی برای آن انجام داده اند «تولدی دیگر» است. کتابهای زیر دو نمونه از کتبی هستند که در نقد «تولدی دیگر» منتشر شده اند و تحریفگریهای متعدد موجود در آن را نشان داده اند:
- هزار تقلب دیگر از شجاع الدین شفا، مهدی چهل تنی و محمد لامعی، نشر نامک
-دین ستیزی نافرجام، مصطفی حسینی طباطبایی، نشر روزنه
2- رجوع کنید به فصل پنجم از کتاب «قوم من، بنی اسرائیل»، نوشته آبا ابان، ترجمه نعمت الله شکیب اصفهانی، انتشارات کتابفروشی یهودا بروخیم و پسران، 1358شمسی
3-  مرکز اسناد انقلاب اسلامی
4- در مورد رابطه فراماسونری با یهودیت بین المللی به کتابهای متعددی می توان مراجعه کرد که منابع زیر نمونه ای از آنها هستند:
- مبانی فراماسونری، گروه تحقیقات علمی، ترجمه جعفر سعیدی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی
- «زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و ایران»، جلد چهارم، عبدالله شهبازی، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی
- «جنایت جهانی»، شمس الدین رحمانی، کانون انتشارات پیام نور، صفحات 113 تا 130
5- جنایت جهانی، شمس الدین رحمانی، کانون انتشارات پیام نور، 1381، صفحه 46
6-سازمانهای یهودی و صهیونیستی در ایران، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، صفحه 469
7- به کتاب دو جلدی «یادنامه»، نوشته مئیر عزری، ترجمه ابراهیم حاخامی، چاپ اورشلیم (بیت المقدس)، 2000 میلادی رجوع کنید.
8- در این مورد به مقاله «نقش رژیم صهیونیستی در جشنهای 2500 ساله» در آدرس زیر مراجعه کنید:

http://www.ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&ArticleID=299&SP=Farsi

9- به عنوان نمونه نگاه کنید به مقاله «جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی، كسب اعتبار كاذب» مندرج در این آدرس:

http://www.irdc.ir/article.asp?id=1315

۱۰- منبع این بند، یکی از اسلام ستیزانی است که با نام مستعار در اینترنت مطلب می نویسد. چند سال پیش در فروم تعطیل شده «گفتمان» با او بحثی در مورد شجاع الدین شفا داشتم. او در ضمن بحث اشاره کرد که نسبت دوری با همسر شجاع الدین شفا که یهودی است دارد. از آنجا که او خود طرفدار دو آتشه شفا بود، ادعای او باورپذیر می نماید. اگر خوانندگان گرامی منبع مستندی در این مورد دارند خوشحال می شوم که با این جانب در میان بگذارند.
11- فرزندان استر، به کوشش هومن سرشار (یهودی)، ترجمه مهرناز نصریه، انتشارات کارنگ، صفحه 139

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 2:17  توسط حامد  | 

علامه سید جلال الدین آشتیانی: عبدالکریم سروش، یهودی الاصل است

وقتی یک نفر؛

-در سالهای اول انقلاب به عنوان مغز متفکر انقلاب اسلامی مطرح بوده باشد ولی در همان سالها، حتی یک کلام علیه رژیم صهیونیستی از او شنیده نشده باشد،

- نام اصلی اش را تغییر داده باشد (تا شاید عقبه خانوادگی اش را پنهان کند)

- دگردیسی اش از یک پزشک داروساز به تئوری پرداز انقلاب و اسلام، تقریبا یک شبه باشد، (فراماسونها استادان قالب کردن یک شبه افراد با عناوین دلخواهشان به جامعه هستند)

- مبلغ اصول فراماسونری، مثل «جدایی دین از سیاست» و «پلورالیسم» باشد،

- دشمن خونی فراماسون ستیزان باشد،

- دشمن خونی «سید احمد فردید» باشد که چرا به نقش صهیونیستها در جریانهای تاریخی توجه داشته است،

- به شاگردی کارل پوپر، یهودی صهیونیست فراماسون، مفتخر باشد و مروج آرای او باشد،

- ضدیت با صهیونیستها و زراندوزان یهودی را مساوی با فاشیسم معرفی کند،

- مروج این ایده باشد که قرآن نه وحی خدا که سروده حضرت محمد(ص) است،

- شاگردانش در حلقه کیان، اولین افرادی باشند که سالها بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در مطبوعاتشان قبح سخن گفتن از شناسایی رژیم صهیونیستی را بشکنند. همان مطبوعاتی که در فردای روز قدس سال ۱۳۷۸شمسی، در اقدامی هماهنگ، هیچ تیتر و خبری از راهپیمایی روز قدس، لااقل در صفحه های اولشان، منتشر نکردند. همان مطبوعاتی که محاکمه سیزده جاسوس یهودی رژیم صهیونیستی را سنگ اندازی افراطیون در سیاست تنش زدایی دولت اصلاح طلب معرفی می کردند و...

باور کردن اینکه آن فرد، خودش فراماسون یا یهودی مخفی باشد، امر بعیدی نیست.
***
محمدعلی رامین، دبیر بنیاد جهانی هولوکاست، در فروردین 1386 گفت: «گويا پدر بزرگ دكتر سروش يهودي بوده است.»

و حالا نویسنده این وبلاگ، از واسطه هایی کاملا مطمئن می شنود که از مرحوم «سیدجلال الدین آشتیانی» شنیده اند: «عبدالکریم سروش، یهودی الاصل است.» این واسطه ها آقایان «علی ت» و «ش.ز»، صاحب چندین عنوان کتاب با موضوعات فلسفی، تاریخی و علوم اجتماعی هستند. من حکمی در مورد هویت سروش صادر نمی کنم، ولی از این به بعد آن را موضوعی قابل تامل و لازم به بررسی می دانم.
ـــ
پ.ن، ۵/۷/۱۳۸۷: یادداشت بالا را بدون اطلاع ناقلان این قول از علامه آشتیانی نوشتم. بنابراین از اینکه آنها به درج نامشان راضی باشند مطمئن نبودم. بنابراین به درج مخفف نام آنها اکتفا کردم. پس از کسب نظر آنها، اگر راضی بودند به زودی نام کاملشان را خواهم نوشت. به هر حال این راویان برای بنده کاملا معتبر هستند و این مطلب هم یک یادداشت وبلاگی است.
پ.ن، ۹/۷/۱۳۸۷: دوستانی که خارج از دنیای مجازی آنها را می شناسم، در صورت تمایل می توانند از نام کامل راویان مطلع شوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 4:20  توسط حامد  |