محسن پیرنظر=ناصر پورپیرار
شاید بعضی از خوانندگان این وبلاگ، آقای ناصر پورپیرار را نشناسند و به همین خاطر تصور کنند که نوشتن مطلب در مورد ایشان ربطی به مباحث یهودشناسی و صهیون پژوهی ندارد.
چند ماه پیش یکی از دوستان در وبلاگش، ویژه نامه یکی از فصلنامه های تخصصی تاریخ را که موضوع آن "صهیونیسم" بود معرفی کرده بود و خیلی هم از مطالب آن تعریف و تمجید کرده بود. آن روزها شیفته و شیدای نوشته های ضدیهودی "ناصر پورپیرار" بودم. پس از مراجعه به این ویژه نامه، دیدم که هیچ اشاره ای به پژوهشهای ناصر پورپیرار در آن دیده نمی شود. به همین خاطر در قسمت نظرهای وبلاگ دوستم چنین نوشتم:
"عصر صهیون پژوهی به دو دوران تقسیم می شود، دوران قبل از پورپیرار و دوران پس از او. نشریه ای که ادعای علمی بودن و تخصصی بودن در امر تاریخ را دارد ولی در ویژه نامه صهیون پژوهی اش، هیچ اشاره ای به تحقیقات مهم ناصر پورپیرار نکرده است، معلوم است که یا گردانندگانش خیلی از مرحله پرتند و یا مغرضند."
امروز اما معتقدم که پدیده "پورپیرار" پدیده ای انحرافی و افراطی است که آمده است تا وجهه افشاگری علمی و مستند علیه صهیونیسم و زرسالاری یهود را خراب کند. اینکه چه شد تا به این تحلیل برسم را می گذارم برای بعد و فعلاً در این یادداشت به موضوعی می پردازم که مقدمات آن را در یادداشت قبلی ام فراهم کرده ام. امیدوارم مطلبی که در پی می آید به شناخت کاملتر آقای پورپیرار مخصوصاً برای طرفداران متعصب ایشان (که خود من هم تا مدتی پیش یکی از آنها بودم) کمک کند.
یکی از اتهامهایی که برخی از منتقدان آقای پورپیرار به ایشان وارد می کنند این است که تعدادی از پیامهایی که در وبلاگ ایشان توسط اشخاصی با نامهای گوناگون گذاشته می شود، ساختگی هستند و این خود آقای پورپیرار است که با این نامها پیام می گذارد. پیامهایی که محتوایشان تعریف و تمجید غلوآمیز از آقای پورپیرار و یا پرخاشگری و فحاشی و اهانت علیه منتقدان ایشان است. اینگونه پیامها را می توان در وبلاگهای منتقدان آقای پورپیرار نیز دید.
لااقل سه مورد سراغ دارم که می تواند اتهام فوق را ثابت کند. هر سه مورد هم مربوط به زمانی است که آقای پورپیرار را مرد اول مبارزه فرهنگی و نظری با القائات یهود می دانستم و از آنجا که اهمیت را به این مبارزه می دادم، سعی می کردم که صحبتی از اینگونه مباحث به میان نیاورم.
حالا به یک مورد از این سه مورد اشاره می کنم:
به آدرس http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=qods.persianblog.com&postid=525183 بروید.
این اولین یادداشتی است که من در وبلاگ قبلی ام در مورد کتابهای آقای پورپیرار نوشته ام. وبلاگی که اتفاقاً به خاطر آقای پورپیرار و در اعتراض به پرشین بلاگ که وبلاگ ایشان را فیلتر کرده بود آن را ترک کردم.
همانطور که می بینید، تاریخ یادداشت مربوط به زمانی است که آقای پورپیرار هنوز وبلاگ "حق و صبر" را تأسیس نکرده بود.
حالا قسمت پیامهای دیگران این یادداشت را کلیک کنید.
همانطور می بینید فردی به نام "محسن پیرنظر" طی یادداشتی مورخ ۲۹/۳/۱۳۸۲ بدین مضمون از آقای پورپیرار تمجید کرده است:
"خدا را شکر که بالاخره يک مورخ شجاع پيدا کرديم که روح ما را از تلقينات و افسانه های تاريخی ساخت يهوديان خلاص کند. قدر شناسی مناسب از ايشان به آينده موکول است که کتابهای ايشان در مراکز شناخت هویت ملی و واقعی بومیان ایران بازخوانی خواهد شد."
مطلب قابل توجه آدرس ایمیل آقای "محسن پیرنظر" است: pirna44@yahoo.com
حالا به وبلاگ آقای پورپیرار بروید. در کنار صفحه بر روی عبارت "پست الکترونیک" کلیک کنید. آدرسی که به عنوان پست الکترونیک خواهد آمد بدین قرار است: pirna44@yahoo.com. یعنی همان آدرسی که من در یادداشت قبلی ام برای محکم کاری خواسته بودم تا برایم در قسمت پیامها بنویسید.
نتیجه گیری با خودتان!
ادامه دارد (عنوان قسمت دوم: مجتبی=ناصر پورپیرار)