قبله اول مسلمانان و معراجگاه پیامبر در حال تخریب است. دولت اسلامگرای سومالی با تجاوز نظامی ارتش اتیوپی (از متحدان رژیم صهیونیستی در قاره افریقا) و زیر بمباران هواپیماهای آمریکایی سقوط کرد. رژیم بعثی یمن، مشغول کشتار علنی شیعیان یمنی و رهبران آنها است. دولت حماس طی یک فرایند دو ساله و با ابتکار عمل رژِیم آل مردخای (جد یهودی خاندان سعودی) به طور تلویحی موجودیت رژیم اسرائیل را به رسمیت شناخت (حماس متعهد شد کلیه قراردادهای بین المللی ساف را بپذیرد که از جمله آنها شناسایی اسرائیل از سوی ساف است). دولت اسلامگرای چچن (جمهوری اسلامی چچن) که در ابتدای تأسیس نگاهش به ایران بود با بی توجهی و بی مهری ما به دام دلارهای نفتی وهابیت پلید و خون آشام افتاد و دست آخر نابود شد و آب هم از آب تکان نخورد. آن وقت بعد از گذشت ۲۸ سال از انقلابی که بنا به فرمایش بنیانگذارش قرار بود "پرچم لااله الاالله را بر فراز قله های جهان" برافرازد، انقلابی که قرار بود "شریک غم مظلومان جهان" باشد، انقلابی که آرمانش "نابودی رژیمهای مبتنی بر سرمایه داری و صهیونیسم" بود، امروز بزرگترین، آرمانی ترین، پرشورترین و پرطنین ترین شعار ما شده است: "انرژی هسته ای حق مسلم ماست!"
نمی گویم از فناوری هسته ای صرفنظر کنیم و یا در برابر غرب کوتاه بیاییم. زمانی در یزد (شهرستانی که در آن دانشجو بودم) به همراه یکی از دوستانم، تظاهراتی هرچند کوچک علیه معاهده ننگین سعدآباد هم راه انداختیم. بلکه می گویم این، تحقیر انقلابی با آن عظمت است که این چنین گرفتار نقش ایوان شده باشد. به نظر من شعار "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" در برابر آرمانهای بلند انقلاب اسلامی، هیچ فرقی با شعارهایی از این قبیل ندارد: "صنعت پتروشیمی حق مسلم ماست"، "تولید انواع واکسن حق مسلم ماست"، "فناوری کامپیوتر حق مسلم ماست"، "فناوری خودرو حق مسلم ماست" و...
متأسفانه غرب خوب توانسته است ابتکار عمل را به دست گیرد و صحنه دعوا و نقطه درگیری را به جایی ببرد که مورد پسند اوست.