پیشگام گمنام شناخت جامع از صهیونیسم
24 مهرماه امسال، سی و سومین سالگرد شهادت استاد «امیر توکل کامبوزیا» به دست عمال رژیم پهلوی بود. متاسفانه کم کاری اشخاصی که باید به معرفی وی می پرداختند و نوشته هایش را منتشر می کردند از یکسو و تاراجی که ساواک در سال 1349 از کتابخانه شخصی او انجام داد و بخشی از دستنوشته هایش را نابود کرد از سوی دیگر، باعث ناشناخته ماندن این چهره پیشگام در تلقی جامع از «صهیونیسم» شده است. زندگی در تبعید کامبوزیا، در شهری دور از مرکز همچون زاهدان را نیز باید به علل گمنامی وی افزود.
از آنجا که استاد کامبوزیا را پیشگام «تلقی جامع از صهیونیسم» در ایران می دانیم، در مقاله زیر، قبل از بیان مختصری از زندگینامه و آرای وی، توضیح مختصری در مورد تلقی جامع از صهیونیسم ارائه کرده ایم.
***
دو جور تلقی از پدیده صهیونیسم وجود دارد: تلقی جزءنگر که رایج است و تلقی جامع که چندان رایج نیست.
در تلقی اول، صهیونیسم پدیده ای سیاسی، نظامی و حداکثر اقتصادی است که طول تاریخی آن نزدیک به یکصدوپنجاه سال و عرض جغرافیایی آن، فلسطین اشغالی و سرزمینهای اطراف آن است.
در تلقی دوم، ضمن اینکه صهیونیسم پدیده ای سیاسی و نظامی است، پدیده ای عقیدتی، فرهنگی و اقتصادی است که طول تاریخی آن بیش از دو هزار سال و عرض جغرافیایی آن فراتر از فلسطین و خاورمیانه است. نگاه جزءنگر تمامیت صهیونیسم را در رژیم اشغالگر فلسطین می بیند و نگاه جامع، این رژیم را تنها یکی از مظاهر صهیونیسم و در واقع بخش آشکار و جلوی چشم این پدیده می بیند. در نگاه اخیر، «صهیونیسم»، عنوانی است جدید بر مکتب و مرامی که سابقه طولانی تری از این عنوان دارد. مکتبی که قرآن کریم با عنوان «یهودیت» از آن یاد کرده است و البته روشن است که هیچ نسبتی هم با حضرت موسی(ع)، داود(ع)، سلیمان(ع) و پیروان واقعی آنها ندارد.
غفلت مسلمانان از دشمن شناسی قرآنی
قرآن کریم، شدیدترین دشمن مومنان را یهودیان معرفی کرده( سوره مائده، آیه 82) و آنها را حریص ترین مردم به زندگی دنیا خوانده است.(سوره بقره، آیه 94) و از آنها به عنوان کسانی که سد کننده راه خدا(یصدون عن سبیل الله) هستند یاد کرده است. این کتاب، تلاش یهود را فساد در زمین بیان کرده(سوره مائده، آیه 64) و تحریفگری، مکر و نقض پیمان را از ویژگیهای آنان برشمرده و در سوره اسراء با قاطعیت، برتری جویی بزرگ بنی اسرائیل (و لتعلن علوا کبیرا) را در آخرالزمان پیشگویی کرده است. خلاصه اینکه در میان اقوام و ملل، سرگذشت قوم یهود و بنی اسرائیل و بیان ویژگیهای آنان بیشترین تعداد از آیات قرآن را به خود اختصاص داده است.
با این توصیف، شایسته است که شیوع تلقی جزءنگر از صهیونیسم را حاصل غفلت مسلمانان از آیات قرآن کریم بدانیم. متاسفانه در میان علما، نویسندگان و محققان جهان اسلام تا پیش از فجایع فلسطین در یک قرن اخیر،کسی را نمی یابیم که آیات قرآن را سرلوحه تحقیقات خود قرار داده باشد و مثلا در جستجوی جوابی برای این سئوال باشد که اگر قرآن، شدیدترین دشمن مومنان را یهود معرفی کرده است، این دشمنی از صدر اسلام تاکنون چه مصادیقی داشته است.
در نیم قرن گذشته و در ایران پیش از انقلاب، در میان علما و محققان مسلمان به چهره هایی برمی خوریم که به نگاه جامع نزدیک شده اند: افرادی همچون علامه طباطبایی در تفسیر المیزان(در ذیل آیات مربوط به یهود) و شهید مطهری در برخی مقالات و کتابهایشان. اما از آنجا که این عزیزان رسالتی دیگر بر دوش داشته اند، به صورت تفصیلی، ویژه و تخصصی به این موضوع وارد نشده اند.
امام خمینی، صاحب دیدگاه جامع در مورد صهیونیسم
امام خمینی را به حق می توان بنیانگذار مبارزه همه جانبه با صهیونیسم در عصر حاضر دانست. بررسی سخنان حضرت امام از شروع نهضت اسلامی در سال ۱۳۴۲ تا زمان رحلت در سال ۱۳۶۷ این نظر را تایید می کند که ایشان مسئله صهیونیزم را تنها به ماجرای فلسطین محدود نمی کرده اند:
«من نزدیک بیست سال است که خطر صهیونیسم بین الملل را گوشزد نموده ام و امروز خطر آن را برای تمامی انقلابات آزادیبخش جهان و انقلاب اصیل اسلامی ایران، نه تنها کمتر از گذشته نمی دانم، که امروز، این زالوهای جهان خوار با فنون مختلف برای شکست مستضعفان جهان قیام و اقدام نموده اند. ملت ما و ملل آزاد جهان باید در مقابل این دسیسه های خطرناک، با شجاعت و آگاهی ایستادگی نمایند.» (صحیفه نور، جلد 14، صفحه 63، 22 بهمن 59)
با این حال، از آنجا که امام خمینی، رهبری سیاسی و مذهبی بوده اند و اساسا وظیفه یک رهبر، بیان اجمالی و کلی مسائل و تعیین سرخطها و سرفصلها است و نه ورود تفصیلی و توضیحی به مسائل، این مسئله در سخنان ایشان، در افق اجمال باقی مانده است و تفصیل آن بر عهده محققانی است که خود را پیرو ایشان می دانند.
خوشبختانه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با باز شدن فضای افشاگری علیه صهیونیسم، نسلی هرچند قلیل از پژوهشگران، وارد عرصه تحقیق تفصیلی در این موضوع شده اند. نسلی که شمس الدین رحمانی و عبدالله شهبازی دو چهره شاخص آن هستند. اما آیا این عرصه، پیش از انقلاب اسلامی نیز چهره ای داشته است؟
استاد کامبوزیا، پیشگام شناخت محققانه صهیونیسم
امیر توکل کامبوزیا در سال 1283 شمسی در تهران متولد شد. وی که از تبار کردهای زعفرانلو بود، تحصیلات عالیه اش را در دانشگاه تاشکند، رشته فیزیک گذراند. این تحصیلات در بحران انقلاب روسیه ناتمام ماند و او به ایران بازگشت. کامبوزیا، دوره مدرسه نظام را به مدیریت و استادی کلنل محمدتقی خان پسیان سپری کرد و به علت شناختی که کلنل پسیان از وی پیدا کرد، او را به ریاست «تلگرافات و مرموزات» خود انتخاب کرد. کامبوزیا پس از شهادت کلنل، به سیستان و بلوچستان تبعید شد. این تبعید، بعدها به تصمیم وی برای زندگی همیشگی در زاهدان منجر شد. او تا زمان فوت، ضمن تلاش در عرصه کشاورزی، کلیه وقتش را به مطالعه، تالیف و تبلیغ گذراند. کامبوزیا به زبانهای فرانسه، آلمانی، انگلیسی، روسی، عربی و ترکی تسلط داشت و شمار ترجمه ها و تالیفاتش که بیشتر آنها هنوز منتشر نشده اند به حدود هشتاد جلد می رسد. نوشته های وی طیف وسیعی از موضوعات شامل فیزیک، تاریخ، دین، جغرافیا و کشاورزی را در برمی گیرد.
تحقیق، کار و مبارزه
از استاد کامبوزیا مزرعه و باغستانی سرسبز و خرم به وسعت 170 هکتار در شش کیلومتری زاهدان و در دل کویر خشک و شوره زار باقی مانده است که به «کلات کامبوزیا» شهرت یافته است. در این کلات، کتابخانه ای با حدود 15 هزار جلد کتاب قرار دارد که کتابخانه شخصی و محل مطالعه و تحقیق استاد کامبوزیا بوده است و آرامگاه ابدیش نیز در کنار آن قرار دارد. کامبوزیا در بدو تبعید به سیستان، در انجمن حقایق اسلامی که یک انجمن سیاسی مخفی بود فعالیت می کرد و در زاهدان، انجمن دانش پژوهان اسلامی را بنیان گذاشت. وی همچنین در محل زندگی خود، جلسات تفسیر قرآن برگزار می کرد و به تعلیم مفاهیم اسلام با توجه به نیازهای روز می پرداخت. اشتغال همزمان کامبوزیا به کشاورزی و تحقیق، باعث می شد که وی با وجود خستگی، شبها تا پاسی از شب برای مطالعه بیدار بماند و برای جلوگیری از غلبه خواب آلودگی، چشمهای خود را با دارو بشوید.
در گزارشهای ساواک به ارادت او به امام خمینی اشاره شده است. کامبوزیا با کمک شاگردان و فرزندانش، به پخش رساله و تکثیر سخنرانیهای امام خمینی مبادرت می ورزید و شاگردانش را به پیروی از رهنمودهای امام تشویق می کرد. اما آن ویژگی که او را در میان مبارزان علیه رژیم طاغوت، متمایز می کرد، توجه خاص وی به صهیونیسم و نفرت فراوانش از آن بود. معروف است که وی نام سگ مزرعه خود را «گلدا مایر» گذاشته بود! این نفرت، پشتوانه ای از تحقیق داشت و با افشاگری مستند، همراه بود.
شمه ای از آرای کامبوزیا در مورد یهود و صهیونیسم
کامبوزیا معتقد بود که برای تحقیق در تاریخ، همواره باید نقش یهود در تحریف تاریخ را مد نظر داشت. وی، بر پنهان کاری و نهان روشی، به عنوان یکی از تاکتیکهای یهود تاکید داشت و می گفت: «این قوم، خود را در لباس مردم مستتر می کنند و به عقیده مردم میزبانشان تظاهر می کنند، ولی در باطن جهود هستند.» او تمدن غرب را یهودزده تبیین می کرد و ریشه لیبرالیسم را در فراماسونری و یهود می دانست. با افشاگری در مورد یهودی الاصل بودن افرادی همچون محمدعلی فروغی و سعید نفیسی، تالیفات آنها را القائاتی از یهود می دانست. در زمانه ای که کمتر کسی از همکاری صهیونیست ها با هیتلر خبر داشت و در مورد آن سخن می گفت، وی از سرمایه داران صهیونیستی نام می برد که در به روی کار آمدن هیتلر و تقویت وی نقش داشته اند. کامبوزیا، هویدا، نخست وزیر وقت را یک صهونیست می دانست و شاه و درباریان ایران را از عوامل یهود معرفی می کرد.
استاد کامبوزیا حاصل تحقیقات خود در مورد صهیونیسم را در کتابی 900 صفحه ای با عنوان «تاریخ صهیونیسم بین المللی» به رشته تحریر درآورده بود. متاسفانه ساواک در زمستان سال 1349، در یورشی که به کتابخانه وی برد، دست نویس های این کتاب را قبل از چاپ، به همراه بسیاری دیگر از نوشته هایش به سرقت برد و نابود کرد. ساواک در این یورش، استاد کامبوزیا را به بهانه فعالیت سیاسی، بازداشت کرد ولی بعد از سه هفته به علت شهرت علمی و محبوبیت او در بین مردم، مجبور به آزادی اش شد.
شهادت استاد
کامبوزیا سرانجام در 24 مهر 1353 در حالی که در سلامت کامل به سر می برد، از دنیا رفت. در آن زمان مردم زاهدان، علت فوت او را مسمومیت توسط ماموران ساواک تلقی کردند. محبوبیت کامبوزیا در بین مردم، اعم از شیعه و سنی چنان بود که بعد از اعلام خبر درگذشت وی، شهر زاهدان یکپارچه تعطیل شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دادگاه انقلاب، شهادت او را تایید کرد و یکی از اتهامات رئیس ساواک زاهدان که منجر به اعدامش شد، اقدام به قتل امیر توکل کامبوزیا بود. از شاگردان برجسته استاد کامبوزیا در حوزه صهیون پژوهی، می توان به «شمس الدین رحمانی»، نویسنده کتابهای «جنایت جهانی»، «فرهنگ و زبان»، «نظام نوین جهانی»، «لولای سه قاره»، «ماهیت سازمان ملل» و... اشاره کرد.
---
*بخشهای مربوط به زندگینامه استاد کامبوزیا از کتاب «کامبوزیا دانشمندی ناشناخته»، نوشته محمود رفعت برداشت شده است.
**مقاله بالا، اول آبانماه جاری در یکی از روزنامه ها نیز چاپ شده است.