قتل مجید شریف و فرضیه صهیونیستی بودن قتل های زنجیره ای سال 1377
به بهانه انتشار اسنادی مرتبط با این پرونده در ترکیه
۱- اگر در تصور این فرضیه که قتلهای زنجیره ای سال ۱۳۷۷، با برنامه ریزی صهیونیستها و سازمانهایی همچون موساد صورت گرفته است مشکل دارید، از شما دعوت می کنم کتاب زیر را حتما مطالعه کنید:
راه نیرنگ (By Way of Deception)، نوشته ویکتور استروفسکی، ترجمه محسن اشرفی، انتشارات اطلاعات
ویکتور استروفسکی (Victor Ostrovsky)، نویسنده کتاب، یک مامور سابق موساد است که خاطرات و یافته هایش از خدمت در سازمان موساد را در این کتاب که در سال ۱۹۹۰ میلادی منتشر شده، شرح داده است. در کتاب استروفسکی با انواع و اقسام عملیات محیرالعقول، پیچیده و غیرمستقیم موساد آشنا می شوید. این آشنایی باعث می شود هضم فرضیه صهیونیستی بودن قتل های زنجیره ای برایتان ممکن شود.
۲- چند سالی است که در ترکیه، پرونده یک سازمان مخفی پان ترکیستی افراطی، موسوم به «ارگنه کن» (Ergenekon) در دست بررسی است که اعضای آن متهم به قتل ها و ترورهای متعددی در ترکیه هستند. گروه ارگنه کن دارای پیوندهای زیادی با موساد و همچنین یهودیان ترکیه است. به تازگی، دادستان پرونده ارگنه کن، سندی منتشر کرده است که در آن قتل داریوش و پروانه فروهر، دو نفر از مقتولان قتلهای زنجیره ای سال 1377 ایران به سازمان ارگنه کن مرتبط شده است. متاسفانه این اخبار، در ایران انعکاس چندانی نداشته است. توصیه می کنم مشروح این ماجرای مهم را حتما در لینک زیر مطالعه کنید:
ارگنه کن، موساد و «قتلهاي زنجيرهاي» در ايران
۳- و اما قرینه دیگری که می تواند دست داشتن صهیونیستها در قتلهای زنجیره ای ایران را موجه نشان دهد و هدف نگارنده از نوشتن این یادداشت نیز توجه دادن به آن است، قتل دکتر «مجید شریف» است. شریف در صبح روز ۲۸ آبان ۷۷ با لباس گرمکن برای ورزش از خانه خارج شد و هرگز بازنگشت. نزدیکان مجید شریف، شش روز بعد، جسد او را در پزشکی قانونی شناسایی کردند. قتل مجید شریف، اولین حلقه از زنجیره قتلهایی بود که قربانیان بعدی آن داریوش و پروانه فروهر، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده بودند. متاسفانه با اینکه گفته می شود عاملان قتلهای زنجیره ای، با ذکر جزئیات، به نحوه قتل مجید شریف اعتراف کرده اند، در نهایت، قتل مجید شریف در دادگاه متهمان قتلها مورد بررسی قرار نگرفت و مقتولان این پرونده به جای پنج نفر به چهار نفر مابقی تقلیل داده شد. در صورتیکه به زعم نگارنده، اتفاقا بررسی و تمرکز بر روی چرایی قتل مجید شریف، می توانست در حل ابهامات پرونده قتلهای زنجیره ای راهگشا باشد و اینکه چرا چنین اتفاقی نیفتاده است جای سئوال است. سئوال دیگر این است که اگر این قتل (که همزمان با قتلهای زنجیره ای رخ داده است)، جزو قتلهای زنجیره ای نیست، پس قاتل یا قاتلان مجید شریف چه فرد یا افرادی بوده اند که هنوز پس از بیش از ده سال هویت آنها مشخص نشده است؟
و اما اینکه چرا بر روی قتل مجید شریف تاکید دارم این واقعیت است که مجید شریف، مترجم دو کتاب شاخص ضدصهیونیستی به زبان فارسی بود:
۱- «تاریخ یهود-مذهب یهود»، نوشته اسرائیل شاهاک، انتشارات چاپخش، چاپ اول: ۱۳۷۶
به جرأت می توانم بگویم این کتاب، مخصوصا از این لحاظ که نویسنده آن خودش یک یهودی است، افشاگرانه ترین کتاب در معرفی تلمود و خوی نژادپرستانه برخاسته از آن در آیین یهودیت تحریف شده و ایدئولوژی صهیونیسم است که در ایران منتشر شده است.
۲- «تاریخ یک ارتداد: اسطوره های بنیانگذار سیاست اسرائیل»، نوشته روژه گارودی، نشر رسا، چاپ اول: ۱۳۷۷
این کتاب نیز، اولین ترجمه فارسی از کتابهایی است که به طور خاص به تشکیک و تردید در بنیانهای تاریخ نگاری هولوکاست پرداخته اند.
به راستی، جمهوری اسلامی، از قتل روشنفکری که برآیند فعالیتهایش در مجموع در راستا و به نفع سیاستهای نظام بود، چه نفعی عایدش می شده است؟
